منتخبی از طنز‌های ملا حسنی

ژانویه 5, 2007

نحوه برخورد با پليس:

Filed under: متفرقه — mollah @ 2:20 ب.ظ.

 

حتما شما هم بارها صحنه توقف اتومبيلهای متخلف از مقررات راهنمايی و رانندگی و جريمه کردن آنها توسط پليس را شاهد بوده ايد.

در ايران وقتی مثلا يک پاسبان ماشينی را در خيابان متوقف ميکند اولين اصل بديهی اين است که راننده بايد از ماشين پياده شود و به خدمت اون پليس مربوطه برود ودر غير اينصورت اگر توی ماشينش بنشيند و منتظر باشد پليس خدمت او بيايد خودش را توی هچل انداخته. اصل دوم اين است که بايد عجز و التماس کرد و آسمان و ريسمان را بهم دوخت تا پليس مربوطه از تصميم خود برای جريمه کردن منصرف شود. مثلا بعضی از افراد معمولی توی تهران به اون پاسبان ميگفتند:

جناب سرهنگ! ببخشيد. ”غلط کردم. گه خوردم“. اصلا چراغ قرمز رو نديدم. فکر کردم اون چيز قرمز يه لکه گوجه فرنگيه که روی شيشه ماشين چسبيده! جون بچه ات جريمه ننويس. ماهم مثل خودت کارمنديم….

اصل سوم اين است که اگر راننده متخلف ديد هيچکدوم از اين خواهش و التماس ها اثر نکرد بايد درخواست جريمه ”نقدی“ کند که معمولا در اين موقع پاسبان مذکور فوری می پرسد: شعلتون چيه؟ که مبلغ جريمه نقدی با نوع شغل راننده ارتباط مستقيم دارد و نهايتا با دو سه تا عمليات شعبده بازی رد و بدل کردن پول نهايتا با رضايت طرفين قضيه رفع و رجوع ميشود.

ملاحظه ميفرماييد که اولا در ايران يه پاسبان راهنمايی و رانندگی در آن لحظه خاص هم قانونگزار است هم مجری قانون و هم محل رفع اختلاف يعنی کل وظايف سه قوه مقننه، مجريه و قضاييه را يک تنه انجام ميدهد. ثانيا در ايران طرح مسائل جانبی و غير مربوط و حاشيه ای معمولا اصل قضيه را تحت تاثير قرار ميدهد

اما در کشورهای خارجه و بخصوص در اين کانادای خراب شده هيچ راهی برای منصرف کردن پليس از جريمه کردن راننده متخلف وجود ندارد. طرح مسائل حاشيه ای و نامربوط باعث تعجب پليس ميشود و شايد کار را خراب تر کند. درضمن در اينجا راننده حق ندارد از ماشينش پياده شود و خدمت پليس برود بلکه اين وظيفه پليس است که خدمت راننده متخلف شرفياب شود و عرض ادب کند. توی کله پليس های اينجا بتون آرمه ريخته اند لذا هيچ عجز و التماسی کارساز نيست.

خب، ميگن يه نفر تازه از ايران اومده بود تو کانادا. طبق معمول زبان انگليسی اش خوب نبود و هر چيزی که ميخواست بگه ترجمه لغت به لغت فارسی اش رو به طرف ميگفت.

يه روز موقع رانندگی از چراغ قرمز رد ميشه. پليس اونو متوقف ميکنه. او هم طبق عادتی که در ايران داشته از ماشينش می پره بيرون و ميره طرف پليس و مثلا ميخواد عجز و التماس کنه به پليسه ميگه:

Hello, Mr. Police

Please don’t write ticket

I did mistake

I ate shit

پلیس که از تعجب دو تا شاخ درآورده بوده فورا زنگ میزنه آمبولانس بیان این بیچاره رو ببرن.

Advertisements

۱ دیدگاه »

  1. این لطیفه مال رمان صادق هدایت بوده خیلی دیر رسیدن به شما ملا جان

    دیدگاه توسط مانی خان — اوت 6, 2007 @ 7:56 ق.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: